تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


....

     

    در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست

    می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست

    می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی

    چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست

    باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟

    باز میخندم که خیلی...!گرچه میدانی که نیست

    شعر میخوانم برایت واژه ها گل می کنند

    یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست

    چشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمی

    دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟

    وقت رفتن می شود با بغض می گویم نرو

    پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نیست

    میروی و خانه لبریز از نبودت میشود

    باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست

     

    رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است

    باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,
    ....

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 3 مرداد 1396

تبلیغات

جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
mohsen_msl@yahoo.com

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر